خرید بک لینک
چرا فکر میکردم ممکن است کسی مرا لااقل آنقدری بشناسد که نگوید «ژست میگیری که منطقی به نظر برسی»؟ چرا آدمی فکر میکند کسی قرار است بشناسدش؟ بفهمدش؟ چرا آدمی رؤیاهایش را بازگو میکند؟ هیچکدامِ ما هم آدم خوبهی داستان نیستیم؛ چیزی از کسی نمیفهمیم و چیزی از ما نمیفهمند. و اینگونه تمام لغتهای عاشقانه دنیا، جز برای تو، به راهِ تو، دروغی بیش نیست. آی! رفیقِ ناگفتهفهمِ همه آدمهای دنیا، حتی آنها که

برچسب: الرفیق, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

خیلی نوشته بودم راجع به امروز؛ اما پر از فحش بود و فحش بد هم. بنابراین مسکوت میمانم! این چند روز مانده به انتخابات طرفداران هر دو طرف را بی هیچ ملاحظهای مستفیض کردم، از تبلیغات هیجانزده و دور از عقلانیت هر دو طرف غصه خوردم، و ناامید و خسته شدم. ناامید و خسته بودم. هستم. فکر میکنم آقای روحانی انتخابات را با اختلاف قابل تأمل میبرد؛ اما به هرصورت، هرکدام از دوطرف که ببرند، مینشینم زارزار برای

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

این سند 2030ـه. بعد از انتخابات و وقتی نتایج اومد و کم کم عقلتون برگشت، روزی یه صفحهشو بخونید، بعد بی اینکه از کسی که براش نفع داره چه کسی انتخاب بشه یا نشه، تاثیر بگیرید، با فهم خودتون راجع بهش برای خودتون قضاوت کنید.

برچسب: هیجان, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

1. شاید بهتر آن بود الان مینشستم درسم را میخواندم. بیست و یک روز تا کنکور مانده و آدم اگر عقلش کم نباشد، مینشیند پشت میزش، خروار چکنویسها را میآورد، کتابهای جمعبندی و تستهای علامتدار را با زمان حل میکند، غذای خوب میخورد، خوب میخوابد، و سعی میکند زندگی را لااقل برای بیست روز روی دورِ روزمرگی پیش ببرد. من اما مثل همیشه درد گرفتهام، مثل همیشه دستهام جان ندارند، سالمِ سالمم اما

برچسب: بمان, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

هیچ حسی نسبت به اینکه میریم جام جهانی ندارم.

مریضم؟ :/

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

فکر نمیکنم کسی باشد که بیش از من دچار بی حسی دم کنکور شده باشد.

برچسب: بابا, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

تمام این مدت همه جورِ دیگری به من نگاه میکردند. من شاگرد اول نبودم، درسخوان نبودم و آن زمان که همه بچهها به هم شک داشتند و فکر میکردند همه ساعت مطالعات دروغ به دیگران میگویند، تمام همکلاسیهام میدانستند من عین دقیقههای کرنومترم را میگویم وقتی میپرسند. درصدهام عادی بود، در حد یک دانشآموز معمولی، شاید کمی پایینتر حتی. اما تا همین الان، تا همین لحظه که بیست و هفتم خرداد نود و شش است و نوزده

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

بگذار به پای بیبضاعتی، این را که این روزها از فرط درد، واژههایم جز به دلیل درد و جز برای درد و جز به قد قامت درد جفت و جور نمیشوند؛ اما بگذار مثل این دخترهای معمولی که هردومان همیشه از دچاری به شمایلشان فراری بودیم، دو تا قلب برایت از چشمهایم بزند بیرون، و مثل آدمهای شعر ندیدهی شعر نخوانده، همان آدمهای معمولی که پیچ و خمهای روحشان به پیدا کردن راه کلمات قد نمیدهد، برایت بنویسم؛ آمدنت مبا

برچسب: اسمت, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

مدتها بود انقدر خوشحال نشده بودم. مشخصه وقتهایی که خیلی خوشحالم، خندههای پشت سر هم است از عمق جان، که حتی اجازه نمیدهند جملاتم را کامل کنم، و حالت تهوع. بعد باز یک تلخی همیشگی پاشید روی قلبم. خاکستری شد. یک جور تلخی توأم با خوشحالی، یک جور گیرافتادگی وسط دریای آب شور، که وقتی باران میزند دهان باز میکنی به آسمان که داری از تشنگی تلف میشوی، شیرینی قطرهها مستت میکنند اما با هر قطرهای که

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

جعبه دنبالکنندگان را برنمیتابم. بیش از حد تحمل بیمزه و چیپ مینماید. اصلا چه احتیاجی هست؟

برچسب: آستانه, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

1. رسالت اهل رسانه تفهیم موقعیت و موضع جهانی جامعه به عوام است. اینکه میگویم موضع جهانی، منظور «مرگ بر آمریکا» نیست که موافق و مخالف داشته باشد، منظور طرحیست که ما هم در آن بازی میکنیم، یک طرح جهانی که ما از جرئیات آن هستیم، در آن نقش میپذیریم و قرار نیست پیروز ماجرا باشیم؛ چون طرح مال آنهاست، در واقع سناریو را آنها نوشتهاند و ما باید کاراکتری باشیم که آنها میخواهند. حالا یا با گریم از ما

برچسب: تصاحب, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

یه وقتایی باید مرد و تحمل کرد.

برچسب: باشه, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

بیا. #میانمار + آقای ظریف! کاش میشنیدید. من برای رفتار محترمانه شما، همیشه ارزش قائل بودهام. شخصیت متینی در ذهنم دارید. گرچه تام و تمام با آنچه کردهاید مخالفم، اندازه خودم و علم خودم. ولی، این را بدانید، ما تنها حکومت تشکیلشده برپایه اسلام، بعد از پنج سال حکومت امیرمؤمنان هستیم. فشار ایمیلی کافی نیست. واکنش نشان بدهید. واکنش درخور سوزانده شدنِ انسان. انسان مسلمان. + هزینه مسلمانی من کو؟ ه

برچسب: فراموش, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

مگر در این شب دیرانتظار عاشقکش

به وعدههای وصال تو زنده دارندم..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

چرا زندگیهای تمومشده رو ادامه میدیم؟

برچسب: چرایی, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

چند روز دیگه آدرس اینجارو عوض میکنم.

برچسب: تغییر,عمده, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

جز من هیچ احدی تو این وضعیت نمیره اینکارارو کنه. یکی از دوستان یه ویدیو از شاخهای اینستاگرام آپلود کرده، هرچه در وصف خزیش بگم کمه.

فکر کنم دیگه آخرای فیلمه. باید کمکم جمع کنیم تموم شیم. ته ابتذال رو در آوردیم دیگه بابا.

برچسب: ابتذال, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

خدایا به حق این عید عزیز منو بمیرون. خسته شدم از خودم دیگه. خسته شدم.

برچسب: درخواست,عاجزانه, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

راحیل؛ به نشان آنکه هربار صدایت میکنم، و اصلاً هربار هرکس صدایت میکند، به یاد بیاوری مسافری. سالهاست در ذهنم به این نام خوانده میشوی.. این را نوشتم به تاریخ بیست و پنجمین روز از ششمین ماه این سال مکروه؛ در شبی که ابر اندوهاندودی روی سینهام سنگینی میکند، پنجره باز است و ستارهها پیدا نیستند، نسیم آرام بیوزشی هوای اتاقم را پر کرده و به دانههای سرخ انار میاندیشم؛ نمیدانم «راحیل» در ذهنم،

برچسب: بیچاره,ندانست,یارش,سفری, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 8:06

خانم نگار آذربایجانی! خاک بر سر آن احمقی که به بیاستعدادی مثل شما پول فیلم ساختن داده.

آقای حمیدرضا عارف! پولتان را -هرچقدر که بوده- ریختهاید توی چاه فاضلاب.

برچسب: نرگس, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 22:04

نرگس پیام داده: «به نظرت وبلاگ ساختن در اولین روزای بیست و یک سالگی تکرار یه اشتباهه؟» میگویمش که بلاگ ساختن همیشه درستترین کار است. چند دقیقه طول میکشد که برگردم، پیام را دوباره نگاه کنم، مات شوم، به خودم بیایم، و بفهمم «اولین روزهای بیست و یک سالگی» معنیش این است که تولدش را باز فراموش کردهام. انگار چیزی در قلبم پایین میریزد! زود میروم آنجا که یادداشت کردهام تولد فرزانه کی بوده؛ یازده ش

برچسب: پیری, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 22:04

به فاطمه میگم:

حالا چه کنیم که هر روز هم رو مثل مدرسهها نمیبینیم؟

میگه:

خب مثل ادارهها میبینیم.

[اگه فردا هم نیای/نیام خونهمون/خونهتون، دیگه نیا/نمیام]

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 22:04

لفظ رفیق رو خدشهدار کردن؛ انقدر هی میگن رفیق، رفیق. تو اگر رفیق بودی الآن با یه هارد میومدی اینجا که کل وست ورلد و بلک میرر و دیس ایز آس و تاریخ آنلاین توش بود. بگذریم از اینکه پیر پرنیان اندیش و نبرد من و تسخیرشدگان و پرواز بر فراز آشیانه فاخته و ریگ روان رو هم میخریدی به عنوان هدیه میاوردی و شبا میشستی بالای سرم میخوندیشون! اینا تازه خوان اوله!

اسم خودشم میذاره رفیق.

برچسب: هیچی,نیستی, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

1. چند روز است فهمیدهام؛ آدم دلش برای آدمها تنگ نمیشود، برای لحظهبهلحظههایی تنگ میشود که با آدم بیلیاقتی ساخته و او، بیآنکه حرمتی بنهد، همه را آنی خراب میکند. مثل آنکه من هربار هندوانه میبینم یاد خانه حاجیبابا میافتم و عصرهاش، اما هربار یک آسمان پرستاره شبیه آسمان کرمان ببینم، هربار حرفی از گل سرخ بشنوم، هربار شعری از منزوی بخوانم، یاد توهم دانایی میافتم، یاد گنگی، یاد هرآنکس که در

برچسب: ویران, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

1. من اهل دیمی بافتن نیستم. اهل بافتن نیستم. یک چیزی باید حقیقت داشته باشد، که بگویمش. که بهش فکر کنم. داشتم فکر میکردم همه ما احتیاج به یک ناکامی در عشق داریم. انگار به صورت پیشفرض یک جای خالی در وجودمان هست، که تمایل دارد یک عشق ناکام را تجربه کند، یک غم در رثای یک عشق معصوم ازدسترفته. نه که از انفعال و روندگی به سمت عزاداری و افسردگی بیاید؛ نه. انگار باید کسی را بی محابا دوست بداری، برای آ

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

همین الان یک عکس از مرلین مونرو دیدم، که گونی پوشیده. در توضیحاتش نوشته:

In 1951, Marilyn Monroe's film studio wanted to prove that she would look good even in a Potato Sack Dress.

این میتواند نماد تمام آن کاری باشد که با انسان کردند.

برچسب: باریک, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

حالا به گند فاطمه حسینیتون کار ندارم که زود بالا اومد، ولی انصافاً محمود صادقی هم نماینده بود شما فرستادین مجلس؟! یارو کلا چت زده! حتی حدادعادل هم از اون مفیدتره. بابا ملت چهتونه واقعاً؟! سیدتون خیلی پیشتازه در فرایند استحمار :)) دمش گرم. الان شده رهبر راستین(!) کاریزماتیک ایران، رهبر رهاییبخش، که تمام امیدتون برای اصلاحات رو بستین بهش، و اینو هی میکوبید تو سر اونا که انتخابات رو تحریم کردن!

برچسب: فاز؟, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

1. هنوز حتی اسم کنکور آزارم میدهد. دیگر نمیخواهم و نمیتوانم بیش از این راجع بهش با دیگران صحبت کنم و توضیح بدهم. میخواهم درک کنند یک آدم عاقل بالغم که خیلی وقت است در مقابل تمام تهدیدها و تحدیدهای خانوادهام مقاومت کردهام که استقلال تصمیمگیریام را از دست ندهم و الآن تصمیمم این است. خیلی فکر کردهام، خیلی کلنجار رفتهام، اما میخواهم بدانند که هیچ مشاور و روانشناس و دوست و رفیقی، هیچکس،

برچسب: کلمات, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

آن ایمجنری فرندز شماها، ممکن است یک اختلال روانی کوچک جالب بوده باشند، یا هر دلیل روانشناسانه دیگری داشته باشند؛ اما نبوغآمیز نیستند. ایمجنری فرندز نبوغآمیز با آدم حرف میزنند و ممکن است سالها بعد از کودکی هم وجود داشته باشند، و آن حرفها ساخته ذهن شما نیست. نشان به چی؟ نشان به آن که گاهی ناخوداگاه از چیزهایی خبر دارید که اتفاق نیفتاده.

برچسب: آینده, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 20 شهريور 1396 ساعت: 13:51

میخواهم به زندگی بی توی خودم، فرصت نفس کشیدن دوباره بدهم. میخواهم دنیای بی تو را بپذیرم، منطقی باشم، و به همه کارهایی فکر کنم که کردی و نباید و آخر تمام تقصیرها بار بالهای من شد که تنها جرمم ازخودگریختگی بود وقت دیدنت! میخواهم فراموشت کنم، نمیتوانم..

گل شکفته! خداحافظ! اگرچه لحظه دیدارت

شروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 4:09

صفحه بندی